تبليغاتX
یک ایده جالب

الناز - گلناز - آیناز- سارا- مهسا- پریسا- شبنم- گلبرگ - تگرگ - افسانه- جانانه - فرزانه- نازنین- آتشین - مینا- سیما- شیما- سوسن - سنبل - لاله- رز- بنفشه - شب بو- غنچه - شکوفه - بتول - بهاره - پاییزه و  غیره ی عزیزم !

آنگاه که چشمم به چشمان شماها افتاد چمن ها حرکات موزون کردند و ستاره ها آنقدر خاموش و روشن شدند که سوختند و کلاغها عاشقانه شروع به قار قار کردند و خلاصه از این تشکیلات ... ای تک ستارگان آسمان بنده ولنتاین را بهتان تبریک می گویم و از عشقهای عزیزی که اسمشان از این لیست جا افتاد عاجزانه معذرت می خواهم .

شاهزاده اسب رویاهای شما

                                                                                                    جوات . میم


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 21:8
توسط ایده پرداز موضوع: فرهنگی|

جواب در انتهای پست درج شده است:

تصوركنيد كه صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسايه را مى شنويد. آيا مى ايستيد تا ببينيد موضوع ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستيد كه مجبور مى شويد مدتى منتظربمانيد تا او به مكالمه ديگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آيا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسيد چه كسى پشت خط منتظر بود؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

به منزل دوستتان رفته ايد و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى ميز او يك نامه جلب توجه مى كند. آيا نگاهى به آن مى اندازيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)
 
دراتوبوس يا تاكسى نشسته ايد و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراين شرايط چه مى كنيد؟
ـ مستقيماً به آنچه او مطالعه مى كند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنيد.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازيد تا ببينيد او چه چيزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنيد. (۰)

اگر شما بدانيد كه يكى از آشنايان رازى دارد، چه مى كنيد؟
ـ هرطور شده سعى مى كنيد سرازكار او درآوريد. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پيش بيايد، كنجكاو مى شويد. (۵)
ـ رازهاى ديگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى كنيد وارد حيطه خصوصى آنهاشويد.(۰)
 
اگرجايى دعوا يا تصادفى اتفاق بيفتد، آيا نزديك مى شويد تا ببينيد جريان ازچه قرار است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

اگر وارد رستورانى شويد و ببينيد يكى از آشنايان با فردغريبه اى آنجاست، آيا كنجكاو مى شويد ببينيد غريبه چه كسى است؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

آيا تا به حال كيف ديگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده ايد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد سرى به ايميل هاى آنها مى زنيد؟
ـ بله (۱۰)
ـ خير (۰)

.

.

.

(۰ تا ۳۰ امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولى دركارهاى ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فكرمى كنيد مسائل خصوصى ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصى آنها اهميت مى دهيد كه خودتان را مجاز نمى دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكركردن به مسائل ديگران را نداريد. به هرحال شما كاملاً به ديگران احترام مى گذاريد و درمورد مسائلى كه به شما ارتباطى پيدانمى كند كنجكاوى به خرج نمى دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكرمى كنند مى توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلى از آنها داريد.

(۳۵ تا ۷۰ امتیاز):خوب شما طبيعتاً فرد كنجكاوى هستيد، اما تلاش مى كنيد زياد دركارهاى ديگران دخالت نكنيد. اما گاهى اوقات اين كنجكاوى آنقدر شديد است كه نمى توانيد جلوى خودتان رابگيريد و گهگاهى از راه خود خارج مى شويد و سركى به كارديگران مى كشيد. اما خوشبختانه اين كارهميشگى نيست. اگرچه كنجكاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زياده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسى در كارشان دخالت كند. بنابراين بهتر است كارى انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند.

(۷۵ تا ۱۰۰ امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براى اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مى دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مى ايستند و حتى بعضى مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد، احتمال اينكه چنين لقبى به شما اختصاص پيداكند بسيار زياد است.


+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:55
توسط ایده پرداز موضوع: |

خيانت در ازدواج مساله مهمي است كه به طور تقريبا يكسان گريبان زنان و شوهران را مي گيرد. اينكه چگونه جلوي خيانت را بگيريم و يا اينكه در صورت وقوع آن، چه كنيم، اكثرا موضوع بحث است، درحاليكه روانشناسي پشت خيانت عمدتا مسكوت گذارده مي گردد.
افراد به دلايل مختلفي خيانت مي كنند ولي همگي معمولا با يك پيش زمينه روانشناختي مرتكب اين عمل مي شوند. در زير سه ريشه اصلي خيانت را بر مي شمريم:

عدم امنيت
يك عامل جرقه زننده خيانت، حالتي است كه در آن فرد در رابطه با همسرش احساس عدم امنيت مي كند. اين عدم امنيت مي تواند ناشي از اين باشد كه فرد حس مي كند لياقت همسرش را نداشته، مدام ترس از دست دادن همسر و زندگي مشتركشان را دارد. چنان ترسي در اين افراد به تدريج اوج گرفته و در نتيجه به دنبال راههايي براي رفع آن خواهند گشت؛ و از آنجا كه آنها در پروسه فكري خود به اين باور رسيده اند كه نگه داشتن زندگي مشتركشان غير ممكن است، معمولا از روشهايي چون مشاوره بهره نمي گيرند و در مقابل توجه خويش را به راههايي براي كمينه كردن ترس و دردشان، متمركز مي كنند. در اين مرحله است كه روابط با شخصي ديگر، وارد ماجرا مي شود. در واقع، اين خيانت و رابطه ثاني، مانند برگ برنده و اوراق بهاداري است كه اگر زندگي مشتركشان به پايان رسيد، آن را به زير بالش خود داشته باشند. در واقع فرد خائن، حس مي كند كه اگر زندگي مشتركش با شكست مواجه شد، اين رابطه دوم ضربه گير و اطميناني است كه مي تواند رنج و نگراني شان را تسلي دهد. گاهي اين افراد شخصي را كه حس مي كنند نسبت به او برتري دارند را انتخاب مي كنند، كه بدين طريق بر احساس ناخوشايند كم بودن در برابر همسرشان فايق آيند.

كنترل
فرد خائن كنترلگر، خيانت مي كند تا احساس قدرت نمايد. اين افراد حس مي كنند كنترل كافي را در زندگي مشترك خويش ندارند. گاهي فرد خائن كه توسط همسرش تحت سلطه قرار گرفته است، شخصي را انتخاب مي كنند كه به سادگي كنترل پذير باشد.
مسير دومي كه به فرد خائن احساس قدرت و كنترل مي دهد، حس توانا بودن بر انتخاب كردن است. در ازدواج، گذشت گريزناپذير است. بيشتر زوجين گذشت را از روي طيب خاطر انجام مي دهند در حاليكه دسته اي نيز هستند كه از روي اجبار، به گذشت تن مي دهند. اين دسته هنگامي كه به روابط خارج از ازدواج وارد مي شوند (خصوصا روابطي نه چندان جدي) از اين جهت كه مي توانند مدت، چگونگي و خاتمه رابطه را تعيين كنند، احساس كنترل و قدرت مي نمايند. در واقع عدم توانايي يا عدم رضايت خاطر آنها از مقوله گذشت، در داشتن رابطه اي خارج از ازدواج، تسلي پيدا مي كند. حتي اين افراد مي توانند در رابطه خارج از ازدواج، خود را به گونه اي ديگر تعريف كرده و بنمايانند و در نتيجه احساس كنترل بيشتر بر امور نمايند.

كمبود توجه
اين مورد عمده ترين دليلي است كه زنان را به خيانت سوق مي دهد. شكي نيست كه هر فردي نياز به محرك رواني دارد و بدون آن دچار احساس خلا و بي توجهي ذهني و عاطفي مي گردد.
گاهي هنگامي كه يك زوج زمان زيادي را با يكديگر بوده اند، پس از مدتي، شروع به بي توجهي به يكديگر نموده، با يكديگر چون گذشته صحبت نمي كنند و از حال و امور يكديگر جويا نمي شوند، و روندي مشابه در فركانس روابط جنسي آنان نيز ديده مي شود. حس بي توجهي، به فرد در بهترين شرايط احساس سرخوردگي و در بدترين شرايط احساس عدم مقبوليت القا خواهد نمود.
افرادي كه از بي توجهي رنج مي برند، گروهي هستند كه روابط خارج از ازدواج به سراغ آنان مي آيند و آنها معمولا به دنبال رابطه جديد نگشته، شروعش نمي كنند. چنان اشخاصي كه از بي توجهي رنج مي برند، به زخمي مي مانند كه نيازمند باندي هستند تا آنان را التيام بخشد. موارد مختلفي، از جمله رابطه خارج از ازدواج، مي توانند هر كدام نقش اين باند تسكين دهنده را ايفا نمايند و آنها را به خيانت سوق دهد چراكه در رابطه ثاني، توجه اي را كه به شدت نياز داشتند و همسرشان از آنها دريغ كرده بود، را بدانها مبذول مي دارد و كوير تشنه شان را سيراب مي سازد.


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:50
توسط ایده پرداز موضوع: اجتماعی|

                                            خيانت

دختر جواني از مكزيك براي يك مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دو ماه، نامه اي از نامزد مكزيكي خود دريافت مي كند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم كه دراين مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! و مي دانم كه نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عكسي كه به تو داده بودم برايم پس بفرست. با عشق : روبرت

دختر جوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد، از همه همكاران و دوستانش مي خواهد كه عكسي از نامزد، برادر، پسر عمو، پسر دايي ... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عكس ها را كه كلي بودند با عكس روبرت، نامزد بي وفايش، در يك پاكت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي كند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عكس خودت را ازميان عكسهاي توي پاكت جدا كن و بقيه را به من برگردان...!


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 16:57
توسط ایده پرداز موضوع: اجتماعی|

 

مسابقه عكس از سفره هاي حسيني

اين مسابقه با نگاهي آزاد و محوريت آيين و رسوم غذايي و نذورات در ماه محرم برگزار مي‌شود و علاقه مندان مي توانند با هر وسيله عكس هاي خود را تهيه  وبراي سايت لقمه بفرستند.

‹››‹براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت لقمه مراجعه كنيد ‹››‹


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 13:44
توسط ایده پرداز موضوع: هنری|

امروز بعد از مدتها وقت كردم و يه فيلم ديدم و به دليل اينكه چند وقتيه كه دوست خوبم ارغوان اشتراني به موضوعي در وبلاگش پرداخته كه كمي با موضوع اين فيلم مربوطه، بهتر ديدم كه ديدن اين فيلم رو هم به شما پيشنهاد كنم.

 The Painted Veil

فيلم  The Painted Veil كه محصول ۲۰۰۶ آمريكا است و مضمون درام و رمانتيك دارد. كارگردان اين فيلم "جان كارن" و بازيگران معروفش "ادوارد نورتن" و "نوئامي واتس"، فيلمنامه نويسش "ران نيسوانر" و بر اساس رماني از "سامرست موام" و آهنگسازش "الكساندر دسپلات" هستند.

فيلم روايت ازدواج زودهنگام زوجي انگليسي است كه اين مسئله مخاطراتي را براي آنها پديد مي آورد. در ابتداي فيلم پي به خيانتي(البته من هنوز اسم بهتري براي اين كلمه پيدا نكردم!) مي بريد كه توسط كيتي(نوئامي واتس) در قبال والتر (ادوارد نورتن) صورت مي گيره ولي در ادامه داستان كه بايد حتما اون رو نگاه كنيد به اين موضوع مي رسيد كه كيتي به دليل اينكه يك زن است و دوست دارد كه دوست داشته بشه و عشق بورزد اين خطا! را انجام مي دهد و البته چقدر در اين خصوص همسرش به او توجه كرده و نسبت به او عشق ورزيده مهمه!

كارگردان با استفاده از مناظر طبيعي و زيباي كشور چين به ديد مخاطب رنگ بخشيده و با استفاده از رنگ سبز پس زمينه، تراوت و شادابي زندگي را هر چه بيشتر تاكيد مي كند.

بازيگران فيلم مخصوصا دو بازيگر اصلي، به خوبي با نقششان عجين شدند و خيلي جالب و ماهرانه نقش خود را بازي كردند. "نوئامي واتس" در فيلم به صورتي جالب نقش زني را بازي مي كند كه نياز بسياري به محبت و عشق ورزيدن دارد و ضعيف است ولي در آخر فيلم با زني محكم و راسخ و استوار روبرو مي شويد كه خود را دوست دارد و به فرزند خود عشق مي ورزد و او را براي زندگي تربيت مي كند.

آهنگساز اين فيلم يعني الکساندر دسپلات در مراسم اعطای جوایز گولدن گلوب 2006، جایزه بهترین موسیقی متن را به خود متعلق كرد.

بحث اصلی من در این پست، پرادختن به این موضوع هست که اگه ما آدما اول اول همه چیز خودمونو دوست داشته باشیم و خودمونو لایق همه چیزهای خوب بدونیم به همه چیز دست پیدا می کنیم نه اینکه به خاطر رسیدن به چیز یا کسی یه راهی رو انتخاب کنیم که فقط انتخاب کرده باشیم که بعد از اون به مورد علاقه خودمون برسیم... فقط زندگی کنید و زندگی رو هم دوست داشته باشید و ازش لذت ببريد.


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 20:7
توسط ایده پرداز موضوع: هنری|
شب یلداست و شبی که من خیلی خیلی دوست دارم و به همین خاطر دوست دارم به همه تبریک چله بگم.

عجب شبیه امشب اگه برای خودمون زهرش نکنیم و خاطره ای خوب تو ذهنمون بمونه.

شب يلدا

میخوام خبر یه مسابقه عکاسی از شب چله رو به شما بدم که بتونید جایزه بگیرید:

اين مسابقه با نگاهي آزاد و محوريت آيين و رسوم غذايي و خريد در شب يلدا برگزار مي‌شود،

 توسط سايت لقمه و  آخرين مهلت ارسال آثار عكاسي تا پايان روز پنج شنبه 5/10/87 هست.


+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 14:54
توسط ایده پرداز موضوع: اجتماعی|

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
                                                                                                     دوست و دوستدارت: خدا

علي پزشكي(كاوه)


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:28
توسط ایده پرداز موضوع: |

اگر اين روزها يکي از متولدان اواخر دهه 50 در دانشگاه‌هاي ايران با يکي از متولدان سال 68 هم‌دوره شود، قطعا به پايان ترم نرسيده، ديوانه مي‌شود! دليل هم مشخص است؛ جوان متولد سال 59 يا حتي 60، يک جوان متولد سال 68-67 را اصلا درک نمي‌کند. اصلا نمي‌فهمد که او از يک ترانه رپ، چه لذتي مي‌برد که هر روز دنبال جديدش است. حالا حساب متولدان سالهاي اوليه يا مياني دهه 50 که جداست. آن طرف هم متولد سالهاي مياني و پاياني دهه 60 هم درکي از بزرگترهاي خودش ندارد. از شجريان و شهرام ناظري هيچ سر در نمي‌آورد. اسطوره‌اش در موسيقي محسن چاووشي و يگانه است و محمدرضا گلزار و مهناز افشار را مي‌پسندد. خسرو شکيبايي برايش چندان نوستالژي جذابي نيست، از آژانس شيشه‌اي چيزي درک نمي‌کند. اگر نسل دهه 50 تا همين امروز در روياي چه گوارا زندگي مي‌کند، اما نسل دهه 60 (آخر دهه 60) در تلاش است که بالاخره زندگي را به طريقي بگذراند. گويا نسل دهه 60 تنها مي‌خواهد زندگي کند، نه چيز ديگر.
هزار جور تفاوت ديگر هم مي‌توان براي اين دو نسل ديد که البته هيچ کدام مطلق نيستند. اما به هر حال آنقدر تفاوتها زياد هست که دهه پنجاهي‌ها به دهه شصتي‌ها خرده بگيرند و شصتي‌ها به يک دهه پيش از خود غر بزنند. همه اين تفاوت‌ها و شکوه و گلايه‌ها، بهانه‌اي است براي يک کنکاش در اين دو نسل. براي جستجو در تفاوت‌ها و شايد رسيدن به چرايي آنها. ...
        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 11:17
توسط ایده پرداز موضوع: اجتماعی|


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 16:6
توسط ایده پرداز موضوع: |

1idejaleb

ایده پرداز

1idejaleb

http://1idejaleb.blogfa.com

یک ایده جالب

یک ایده جالب

یک ایده جالب

یک ایده جالب

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog