|
الناز - گلناز - آیناز- سارا- مهسا- پریسا- شبنم- گلبرگ - تگرگ - افسانه- جانانه - فرزانه- نازنین- آتشین - مینا- سیما- شیما- سوسن - سنبل - لاله- رز- بنفشه - شب بو- غنچه - شکوفه - بتول - بهاره - پاییزه و غیره ی عزیزم ! آنگاه که چشمم به چشمان شماها افتاد چمن ها حرکات موزون کردند و ستاره ها آنقدر خاموش و روشن شدند که سوختند و کلاغها عاشقانه شروع به قار قار کردند و خلاصه از این تشکیلات ... ای تک ستارگان آسمان بنده ولنتاین را بهتان تبریک می گویم و از عشقهای عزیزی که اسمشان از این لیست جا افتاد عاجزانه معذرت می خواهم . شاهزاده اسب رویاهای شما جوات . میم جواب در انتهای پست درج شده است: تصوركنيد كه صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسايه را مى شنويد. آيا مى ايستيد تا ببينيد موضوع ازچه قرار است؟ با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستيد كه مجبور مى شويد مدتى منتظربمانيد تا او به مكالمه ديگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آيا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسيد چه كسى پشت خط منتظر بود؟ به منزل دوستتان رفته ايد و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى ميز او يك نامه جلب توجه مى كند. آيا نگاهى به آن مى اندازيد؟ اگر شما بدانيد كه يكى از آشنايان رازى دارد، چه مى كنيد؟ اگر وارد رستورانى شويد و ببينيد يكى از آشنايان با فردغريبه اى آنجاست، آيا كنجكاو مى شويد ببينيد غريبه چه كسى است؟ آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنيد؟ آيا تا به حال كيف ديگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده ايد؟ اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد سرى به ايميل هاى آنها مى زنيد؟ . . . (۰ تا ۳۰ امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولى دركارهاى ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فكرمى كنيد مسائل خصوصى ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصى آنها اهميت مى دهيد كه خودتان را مجاز نمى دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكركردن به مسائل ديگران را نداريد. به هرحال شما كاملاً به ديگران احترام مى گذاريد و درمورد مسائلى كه به شما ارتباطى پيدانمى كند كنجكاوى به خرج نمى دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكرمى كنند مى توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلى از آنها داريد. (۳۵ تا ۷۰ امتیاز):خوب شما طبيعتاً فرد كنجكاوى هستيد، اما تلاش مى كنيد زياد دركارهاى ديگران دخالت نكنيد. اما گاهى اوقات اين كنجكاوى آنقدر شديد است كه نمى توانيد جلوى خودتان رابگيريد و گهگاهى از راه خود خارج مى شويد و سركى به كارديگران مى كشيد. اما خوشبختانه اين كارهميشگى نيست. اگرچه كنجكاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زياده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسى در كارشان دخالت كند. بنابراين بهتر است كارى انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند. (۷۵ تا ۱۰۰ امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براى اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مى دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مى ايستند و حتى بعضى مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد، احتمال اينكه چنين لقبى به شما اختصاص پيداكند بسيار زياد است. خيانت در ازدواج مساله مهمي است كه به طور تقريبا يكسان گريبان زنان و شوهران را مي گيرد. اينكه چگونه جلوي خيانت را بگيريم و يا اينكه در صورت وقوع آن، چه كنيم، اكثرا موضوع بحث است، درحاليكه روانشناسي پشت خيانت عمدتا مسكوت گذارده مي گردد. عدم امنيت كنترل كمبود توجه دختر جواني از مكزيك براي يك مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دو ماه، نامه اي از نامزد مكزيكي خود دريافت مي كند به اين مضمون: لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم كه دراين مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! و مي دانم كه نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عكسي كه به تو داده بودم برايم پس بفرست. با عشق : روبرت دختر جوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد، از همه همكاران و دوستانش مي خواهد كه عكسي از نامزد، برادر، پسر عمو، پسر دايي ... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عكس ها را كه كلي بودند با عكس روبرت، نامزد بي وفايش، در يك پاكت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي كند، به اين مضمون: روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عكس خودت را ازميان عكسهاي توي پاكت جدا كن و بقيه را به من برگردان...!
اين مسابقه با نگاهي آزاد و محوريت آيين و رسوم غذايي و نذورات در ماه محرم برگزار ميشود و علاقه مندان مي توانند با هر وسيله عكس هاي خود را تهيه وبراي سايت لقمه بفرستند. ‹››‹براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت لقمه مراجعه كنيد ‹››‹ امروز بعد از مدتها وقت كردم و يه فيلم ديدم و به دليل اينكه چند وقتيه كه دوست خوبم ارغوان اشتراني به موضوعي در وبلاگش پرداخته كه كمي با موضوع اين فيلم مربوطه، بهتر ديدم كه ديدن اين فيلم رو هم به شما پيشنهاد كنم.
فيلم The Painted Veil كه محصول ۲۰۰۶ آمريكا است و مضمون درام و رمانتيك دارد. كارگردان اين فيلم "جان كارن" و بازيگران معروفش "ادوارد نورتن" و "نوئامي واتس"، فيلمنامه نويسش "ران نيسوانر" و بر اساس رماني از "سامرست موام" و آهنگسازش "الكساندر دسپلات" هستند. فيلم روايت ازدواج زودهنگام زوجي انگليسي است كه اين مسئله مخاطراتي را براي آنها پديد مي آورد. در ابتداي فيلم پي به خيانتي(البته من هنوز اسم بهتري براي اين كلمه پيدا نكردم!) مي بريد كه توسط كيتي(نوئامي واتس) در قبال والتر (ادوارد نورتن) صورت مي گيره ولي در ادامه داستان كه بايد حتما اون رو نگاه كنيد به اين موضوع مي رسيد كه كيتي به دليل اينكه يك زن است و دوست دارد كه دوست داشته بشه و عشق بورزد اين خطا! را انجام مي دهد و البته چقدر در اين خصوص همسرش به او توجه كرده و نسبت به او عشق ورزيده مهمه! كارگردان با استفاده از مناظر طبيعي و زيباي كشور چين به ديد مخاطب رنگ بخشيده و با استفاده از رنگ سبز پس زمينه، تراوت و شادابي زندگي را هر چه بيشتر تاكيد مي كند. بازيگران فيلم مخصوصا دو بازيگر اصلي، به خوبي با نقششان عجين شدند و خيلي جالب و ماهرانه نقش خود را بازي كردند. "نوئامي واتس" در فيلم به صورتي جالب نقش زني را بازي مي كند كه نياز بسياري به محبت و عشق ورزيدن دارد و ضعيف است ولي در آخر فيلم با زني محكم و راسخ و استوار روبرو مي شويد كه خود را دوست دارد و به فرزند خود عشق مي ورزد و او را براي زندگي تربيت مي كند. آهنگساز اين فيلم يعني الکساندر دسپلات در مراسم اعطای جوایز گولدن گلوب 2006، جایزه بهترین موسیقی متن را به خود متعلق كرد. بحث اصلی من در این پست، پرادختن به این موضوع هست که اگه ما آدما اول اول همه چیز خودمونو دوست داشته باشیم و خودمونو لایق همه چیزهای خوب بدونیم به همه چیز دست پیدا می کنیم نه اینکه به خاطر رسیدن به چیز یا کسی یه راهی رو انتخاب کنیم که فقط انتخاب کرده باشیم که بعد از اون به مورد علاقه خودمون برسیم... فقط زندگی کنید و زندگی رو هم دوست داشته باشید و ازش لذت ببريد. شب یلداست و شبی که من خیلی خیلی دوست دارم و به همین خاطر دوست دارم به همه تبریک چله بگم.
عجب شبیه امشب اگه برای خودمون زهرش نکنیم و خاطره ای خوب تو ذهنمون بمونه.
میخوام خبر یه مسابقه عکاسی از شب چله رو به شما بدم که بتونید جایزه بگیرید: اين مسابقه با نگاهي آزاد و محوريت آيين و رسوم غذايي و خريد در شب يلدا برگزار ميشود، توسط سايت لقمه و آخرين مهلت ارسال آثار عكاسي تا پايان روز پنج شنبه 5/10/87 هست. امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید... علي پزشكي(كاوه) اگر اين روزها يکي از متولدان اواخر دهه 50 در دانشگاههاي ايران با يکي از متولدان سال 68 همدوره شود، قطعا به پايان ترم نرسيده، ديوانه ميشود! دليل هم مشخص است؛ جوان متولد سال 59 يا حتي 60، يک جوان متولد سال 68-67 را اصلا درک نميکند. اصلا نميفهمد که او از يک ترانه رپ، چه لذتي ميبرد که هر روز دنبال جديدش است. حالا حساب متولدان سالهاي اوليه يا مياني دهه 50 که جداست. آن طرف هم متولد سالهاي مياني و پاياني دهه 60 هم درکي از بزرگترهاي خودش ندارد. از شجريان و شهرام ناظري هيچ سر در نميآورد. اسطورهاش در موسيقي محسن چاووشي و يگانه است و محمدرضا گلزار و مهناز افشار را ميپسندد. خسرو شکيبايي برايش چندان نوستالژي جذابي نيست، از آژانس شيشهاي چيزي درک نميکند. اگر نسل دهه 50 تا همين امروز در روياي چه گوارا زندگي ميکند، اما نسل دهه 60 (آخر دهه 60) در تلاش است که بالاخره زندگي را به طريقي بگذراند. گويا نسل دهه 60 تنها ميخواهد زندگي کند، نه چيز ديگر.
|